• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • سید محمد حسینیان آقاملکی
صفحات اختصاصی
  • استرس شغلی
  • خانواده و فرزندان
  • مهارت های ارتباطی
مطالب اخیر
  • استرس شغلی
  • خانواده و فرزندان
  • همایش دانشگاه آزاد اسلامی
  • خرید خدمات آموزشی در طرح ساماندهی و مدیریت نیروی انسانی
  • مهارت های ارتباطی (نادر جعفری)
  • آیا آقای احمدی فقط 7 ماه وزارت می کند؟
  • وزیر جدید
  • والنتاین چیست؟
  • مغايرتهای زمان
  • تغيير رفتار و رفتار درمانی قسمت ۶
  • تغيير رفتار و رفتار درمانی
  • تغيير رفتار و رفتار درمانی قسمت ۵
  • تغيير رفتار و رفتار درمانی قسمت ۴
  • تغيير رفتار و رفتار درمانی قسمت ۳
کلمات کلیدی مطالب
  • روان شناسی (٢)
  • مهارتها (۱)
  • فشار روانی (۱)
  • همایش روانشناسی (۱)
  • خانواده (۱)
  • ک (۱)
  • استرس (۱)
  • علی احمدی (۱)
  • فرزندان (۱)
  • وزیر آموزش و پرورش (۱)
  • کودکان (۱)
  • استرس شغلی (۱)
  • نوجوانی (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • امرداد ۸۸
  • اردیبهشت ۸۸
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • امرداد ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
دوستان من
  • سازمان آموزش و پرورش استثنائي
  • مديريت آموزش و پرورش استثنائي مازندران
  • آموزش و پرورش ويژه
  • آموزگار ناشنوايان
  • كانون ناشنوايان مازندران
  • مجتمع آموزشي امام رضا (ع) شهرستان قائم شهر
  • پرتال پزشکان ایران
  • اخبار حوزه سلامت
  • وبلاگ های پزشکان
کدهای اضافی کاربر



روان شناسی و مشاوره
خانواده و فرزندان

خانواده و فرزندان                    سید محمد حسینیان آقاملکی

     مقدمه:

     خانواده جامعه کوچک اجتماعی است که معمولأازپدرومادر،فرزند(فرزندان تشکیل) می شود.زمانی که کودکی متولد می شود اورابه عنوان عضوی ازاین جامعه کوچک اما پراهمیت می دانند .کودک سالهای اولیه زندگی خود را درخانواده بسر می برد.ودرکنار پدرومادر وبرادر وخواهراست که الگوهای رفتاری ،ارزشها ومعیارهای اخلاقی راکسب می نماید ومطابق با همین الگوها معمولأ رفتار می کند.

          پارسا (1368-76) درباه خانواده می نویسد: " روانشناسان پرورشکاران،جامعه شناسان همه تأکید می کنند که خانواده یکی از مهمترین واساسی ترین سازمانهایی است که به رشد کودک یاری می دهد. درخانواده است که کودک نخستین چشم انداز رااز جهان پیرامون خود بدست می آورد واحساس وجود می کند."

خانواده اولین پایه گذار شخصیت وارزشها ومعیارهای فکری است . همین ارزشها ومعیارهای فکری نقش مهمی درتعیین سرنوشت وسبک وخط مشی آینده فرزند داشته ،اثری عمیق وپایدار درپی ریزی رفتار فردی کودک وبرانگیختن روح زندگی وآرامش روانی او دارد.

          شریعتمداری (1367-193) خانوده رایکی ازعوامل موُثردررفتار فرد می داند.وی درادامه می نویسد: "محیط خانوده اولین وبادوام ترین عاملیست که دررشد شخصیت افراد تأثیر می نماید... موقعیت اجتماعی خانواده ،وضع اقتصادی آن افکاروعقاید ،آداب ورسوم ، ایده آلها وآرزوهای والدین وسطح تربیت آنها درطرز رفتار کودکان نفوذ فراوان دارد. "

          نرمان،ل مان (ساعتچی،1368،563) نیز به اهمیت خانواده تکیه می کند و می نویسد: "پدرومادر ،الگوهای فرهنگی وارزشهای جامعه خود رادرست همانطور که بوسیله پدرومادر ،معلمین وغیره به آنها تحمیل شده است درکودک خود منعکس می کنند... کودک همراه رشد خود ،ارزشها ،آرمانها، گرایشهای اجتماعی وطرحی از نقش خود در اشیاء وامور ،ونیز رابطه بین آنها پیدا می کند. پدرومادر ،از آن جهت دررشد شخصیت کودک اهمیت دارند که اثر خود رادردوره های اولیه رشد،وآنگاه که کودک  برآنها متکی است ،ونیز شکل پذیرترین سالهای حیات فرزند خودبراو   می گذارند،وکودک تامدتها تحت نفوذ آنها می باشد. "

          ارتباط میان مادر وفرزند نه تنها از زمان تولد،بلکه حتی پیش از آن نیز،اثر بسیار مهمی دررشد روانی کودک دارد.مادرخونسرد وبی تفاوت ومادرپرمحبت ووظیفه شناس هر کدام درساخت روانی کودک تأثیرهای متفاوتی دارند.همه این موارد به صورت کلی به نقش پراهمیت خانواده برمی گردد که چگونگی زندگی هر فرد ،متأثراز آن می باشد.

          از لحاظ تربیتی خانواده ای ایده آل است که نیازهای جسمانی وروانی اعضاء خود رابرآورده نماید،هرعضودرآن ،دارای امنیت باشد،احساس ارزشمندی وتعلق کند،مورد عشق وعلاقه ،مهرومحبت قرار گیرد.مواردزیر را دراهمیت خانواده می توان  ذکر نمود :

·          خانواده جامعه کوچکی است که ،هدفش رشد وتکامل عاطفی واجتماعی کودکان است.

·          خانواده واحدی برای رشدوبقا می باشد.

·          خانواده مکانی است که نیازهای احساسی وعاطفی (همکاری استقلال،وابستگی) اعضای خودراتأمین می کند.

·          خانواده مکانی است که درآن عزت نفس اعضاء رشد پیدا می کند.

·          خانواده محل سرمایه گذاری دقیق وبهره برداری بسیار است.

·          محیط خانواده نخستین مرکز یادگیری کودک است.

·          خانواده اولین وبادوام ترین عاملیست که دررشدشخصیت افراد تأثیر می نماید.

مراحل زندگی کودک

            زندگی کودک از بدو تولد تادوره نوجوانی رامی توان به چند مرحله تقسیم کرد.این تقسیم بندی معمولأ به علت بودن  خصوصیات مخصوص درهریک از مراحل انجام می گیرد.لذا باشناسایی ویؤگیهایی هریک ازاین مراحل می توان رفتار مناسبی باکودک ویا نوجوان ارائـه داد.

1-مرحله تولد تا قبل ازورورد به مدرسه: از ‏آنجاکه کودک دراین مرحله قادربه اداره وکنترل خودنیست ،به مراقبت وتوجه بیشتر والدین نیازمنداست مخصوصأ دردوره نوزادی نیازهای متعددی دارند،که هرگز به تنهایی قادر به رفع آن    نمی باشند.هرچه کودک به سنش افزوده می شود،ازتوانمندیهای بیشتری برخوردار می شودرشدزبان وکاربرد مفاهیم کلامی از حدود دوسالگی به بعد،درک هویت خوددراین مرحله از اهمیت خاصی برخوردار است .بطور کلی خصوصیات دراین مرحله را،میتوان درمواردزیر مطرح نمود:

·          کودک بخصوص درسالهای اولیه کودکی نیازمند حمایت والدین جهت رفع نیازهای اساسی می باشد.

·          رشدجسمانی کودک،بخصوص درسالهای اولیه سریع می باشد.

·          کودک قادربه طبقه بندی اشیاءواموربرحسب قوانین منطقی نیست.

·          کودک دراین مرحله خودمحور میباشد .او تصورات وادراکات خودرابرتصورات وادراکات دیگران ترجیح می دهد وعلت آن عدم توانایی کودک در قرار دادن خود درموقعیت دیگران است.

·          کودک هویت جنسی واجتماعی خویش راکسب کرده است.

2- مرحله آموزشگاهی : این مرحله از سال اول دبستان تاآغاز نوجوانی (بلوغ) رادربرمی گیرد.کودک وارد جامعه جدیدی به نام مدرسه می شود.کودک دراین مرحله از لحاظ شناختی ،شخصیتی ،عاطفی ،اجتماعی رشدیافته تر می شود.بطور کلی وخلاصه ،کودک دراین مرحله دارای خصوصیات و ویؤگیهای زیر می باشد:

·          شخصیت کودک دراین مرحله رشد پیدا می کند وکودک تحت نفوذ خانواده وهمسالان ،درگیر مسائـلی چون رشد وجدان ومعیارهای اخلاقی،همانند سازی نقش جنسیتی،... می باشد.

·          محیط اجتماعی کودک دراین دوره گسترش می یابد.کودک دراین دوره با مسایل زیادی از جمله ،استقلال وخودمختاری ،معیارهای اخلاقی ،سازگاری بامحیط مدرسه وقانون مواجه است.

·          کودک از لحاظ شناختی توانمندیهای زیادی راکسب می کند(تواناییهایی همچون درک مفهوم بقاء ،وزن -حجم -شکل -تعداد،مفهوم عدد وکارکردن با اعداد، استدلال منطقی برحسب اشیاء وامور محسوس وعینی ،توجه ودرک دیدگاه دیگران).

3- مرحله نوجوانی:  کودک با بسیاری از نگرشها ،احساسات،مهارتهاو وابستگی های اوایل زندگی اش وارد مرحله نوجوانی می شود. معمولأ از نوجوان انتظار می رود که مانند فردی مسوُل ،ازاین مرحله بگذرد وبه دنیای بزرگسالی قدم بگذارد. حال آنکه درواقع اغلب اوقات وی ،آمادگی کافی برای ورود به این دنیا راندارد.بسیاری ازجوانان ،بخشی از سالهای این دوره را صرف تکمیل مهارتها خودآگاهی .واعتماد به نفسی    می کنند که درسالهای قبل کامل نشده است.نوجوان آخرین مرحله رشد کودکان    می باشد که درآن والدین ومربیان می توانند فعالانه آنان راکمک کنند تامسیر زندگی خویش را بیاموزند. "

          احدی ومحسنی (1371،146)درباره نوجوانی می نویسد: "دوران نوجوانی با تغییرات درفیزیولوؤیکی وجسم کودک آغاز می شود،واین تغییرات به موازات یکدیگر از طریق بیدار شدن مسائـل عاطفی وهیجانی ،ورشد تفکر مجرد،کلیه وجود اورادگرگون می سازد ودرنهایت بارسیدن به خودنامی وجذب شدن به درون اجتماع پایان می پذیرد. "

بطور کلی نوجوان دارای خصوصیات زیر می باشد:

·          ازلحاظ جسمانی وفیزیولوؤیکی نوجوان تغییرات زیادی می کندوبه مرور تبدیل به یک بزرگسال می شود.

·          نوجوان دراین مرحله انتزاعی فکر می کند،فرضیه ها رافرمولبندی وآزمایش  می کند.

·          دراین مرحله از زندگی ،نوجوان درتلاش است تابه هویت های شخصی جنسیتی شغلی دست یابد.

·          نوجوان بدنبال کسب ارزشها ومبانی اخلاقی به عنوان راهنمایی درزندگی ورفتار است.

·          نوجوان سعی می کند شغلی راانتخاب کرده ،استقلال خود راکسب نماید.

           دوره نوجوانی وبلوغ همراه بامشکلاتی است ،که والدین ومربیان جامعه باید درحل آن به نوجوان یاری کنند.شریعتمداری (1367) ،ماسن(یاسایی 1370)وهیگاردو...(براهنی وهمکاران،1368) مشکلات این دوره رامواردی چون : ادامه تحصیل ،برخورد وانتقاد از ارزشهای والدین ، ارضاء تمایلات جنسی ،استقلال از خانواده ،هویت یابی جنسیتی ،گم گشتگی نقش ،انتخاب شغل ،تشکیل خانواده و...مطرح می کنند.

جنبه های مختلف رفتار والدین

          یکی از بحث های مهم درروانشناسی نحوه ارتباط وبرخورد والدین است بطوریکه دراکثر نظریه های رشد کودک ونوجوان ،به اهمیت رفتار والدین نسبت به فرزندان توجه شده است.

·          شیوه های تربیتی

·          پذیرش

·          کنترل

·          توقع رفتار عاقلانه و رشد یافتگی

        نوع ارتباط والدین با همدیگر و همچنین چگونگی تعامل آنها با فرزندان می تواند در چگونگی شکل گیری شخصیت تاثیر بسزایی داشته باشد . عمده مسائلی که در خصوص ارتباط والدین و فرزندان می توان مطرح کرد به قرار زیر است:

     شیوه های تربیتی : روشهای مختلفی که برای تربیت فرزند یا فرزندان خود بکار می گیرند. مانند :قاطعانه – مستبدانه – سهل گیرانه – بی توجهی.  این روش های فرزندپروری در قسمت بعدی توضیح داده می شود

     پذیرش: یعنی خانواده تا چه اندازه فرزند خود را با ویژه گیهایی که دارد پذیرفته است. فرزندان ما ممکن است دارای بعضی ناتوانی باشند که با انتظارات ما مغایرت باشد. راه حل اساسی ، عاقلانه و انسانی آن است که ما آنها را بدون هیچ گونه قید و شرطی بپذیریم. انگاه با ایجاد محیطی مناسب (از لحاظ ارائه محرکهای مناسب برای رشد توانمندیها و همچنین ایجاد محیط عاطفی) که فرد در آن احساس امنیت و شادابی نماید. پذیرش نگرشی است درمورد کودکان که ممکن است از راههای مختلفی باتوجه به شخصیت والدین ،خودرانشان دهد. اگر والدین فرزندانشان را آنطور یکه هستند بپذیرندودوست داشته باشند.این پذیرش می تواند درتصوری که کودک از خود پیدا می کند تأثیر داشته باشد.

        اگرکودکان احساس کنند،دوست داشتنی هستند،مورد پذیرش واحترام قرار می گیرند،ازخودتصوری مثبت پیدا می کنند ودرمورد تواناییهایشان اعتماد به نفس خواهند داشت.

          والدینی که نسبت به فرزندانشان پذیرا هستند ،احساس می کنند از بودن درکنار فرزندشان لذت می برند چرا که فکر می کنند وی خصوصیات مثبت زیادی دارد.این والدین معمولأ اظهار محبت خود رابه صورتهای مختلف نشان میدهند ونسبت به آنها گرم وصمیمی هستند.

           نگرشهای والدین پذیرا را می توان ،درگفته های زیر مشاهده نمود: "همه چیز اوخوب است .خیلی صبور است،فهمیده ومهربان است"یا دوست دارم بافرزندم باشم،چون بچه خیلی خوب است"والدینی که نسبت به فرزندشان ،درحد افراطی غیرپذیراهستند ،کودکشان راطرد می کنند ونسبت به ایشان خصومت نشان می دهند،معمولأ ازبودن بافرزندشان لذت نمی برد .

         نگرشهای والدین غیر پذیرا رامی توان درجملات زیر مشاهده کرد: "اوخیلی شلوغ است،درکناراوبودن خسته کننده است"یا"خصوصیات اورازیاد دوست ندارم .به این ترنیب که پیش می رودبه هیچ چیز اهمیتی نخواهد داد.اودنیای متفاوتی دارد. "

شعاری نؤاد(1373-480،479)درباره محبت والدین می نویسد: "  بی مهری وطرد فرزندان از طرف پدرومادر به دوطریق (بی اعتنایی به وجود فرزند،سخت گیری وتعدی به کارها وفعالیتهای او)انجام می گیرد.هنگامی که فرزند مورد بی اعتنایی کامل والدین قرار می گیرد.احساس می کند،اگرچه یکی از اعضای خانواد است ،ولی درواقع نسبت به آنها بیگانه است وسرباری بیش نیست.والدین بوسیله تنبیه وسرزنش وایرادهای گوناگون به فعالیتهای کودک  بی مهری خود نسبت به او ابراز می دارند،اینگونه رفتار باعث می شود،که کودک اعتماد به نفس خویش راازدست بدهد وهمواره بااضطراب وتشویش خاطر ،زندگی کند.درمورد محبت بیش از اندازه باید گفته شود ،به عقیده اکثر روانشناسان محبت بیش از اندازه هم ، می تواند  به اندازه بی مهری زیانبخش باشد.کودکی که باید درآینده دارای استقلال واعتماد به نفس باشد،ومشکلات زندگی خویش رابه تنهایی حل نماید،بامحبت بیش از اندازه هرگز نمی تواند استقلال واعتماد به نفس پیدا نماید. "

     کنترل: در بسیاری از موارد والدین وظیفه دارند در رفتار و عملکرد فرزندان خود کنتل داشته باشند. کنترل منطقی هیچ گونه مغایرتی با دادن آزادی به فرزندان ندارد. البته هر چه که به سن کودک اضافه می شود (علی الخصوص در سنین نوجوانی) باید میزان کنترل کمتر شده تا فرد به استقلال برسد. کنترل رامی توان ایجاد محدودیتها دررفتتار وگفتار ،توجه به بهداشت دقت ومراقبت از وسایل منزل ،اطاعت نمودن کوکان از والدین ونظایر آن دانست که معمولأ بعضی ازوالدین نسبت به فرزندشان ،ظاهر می کنند والدینی که سخت گیرهستند،سعی می کنند از نزدیک رفتار کودکان خودرا نظاره کنند،قواعد ومعیارهای قاطعی برای رفتار کودکان دارند که مایلند فرزندان آنها راعملی کنند.

          معمولأ قواعد ومحدودیتهایی که والدین برای رفتار کودکان وضع  می کنند باتوجه به سن فرزندان تنظیم می شوددرسالهای پیش از مدرسه ،والدین درمورد سروصدا ،پاکیزگی ،بازی باوسایل خانه،اطاعت،رفتار پرخاشگرانه ،نحوه لباس پوشیدن -ودرسالهای مدرسه انجام رفتارهای عاقلانه ،عملکرد خوب درمدرسه درست غذا خوردن ،تمیزی ،ارتباط با همسالان قواعدی راتعیین می کنند والدینی که در بعد کنترل ،سهل گیری باشند دارای خصوصیات زیر  می باشند:

          محدودیت وقواعد کمتری اعمال می کنند،توقع چندانی از فرزندان ندارند،نسبت به آموزش آداب غذا خوردن پاکیزگی ،اطاعت توجهی نشان نمی دهند،ازفرزندان توقع رفتار عاقلانه ومنطقی ندارند.بطور کل این والدین فرزندان خودرا آزاد می گذارندتا  هر کاری که دوست دارند ،انجام دهند.

                                                                       سهل گیری

                                                          (آزادی و خود مختاری )

                       دمکراتیک                                     |‏‏                                       با فاصله

یاری کننده                                                           ‏‏‏|                                              بی اعتنا

                                                                        |                                            طرد کننده

                    پذیر ش ----------------------- |------------------------ طرد                                                            

 (محبت، گرمی )                                                   |                                               (خصومت)

بیش از حد بخشنده                                                |                                               متوقع متخاصم

               حامی و بخشنده                                     |                                        مستبدو دیکتاتور

                  افراط گر در حمایت                             |

                                                                    سخت گیری

                                                                       (کنترل )

نمونه ای ازانواع تربیت فرزند که باطبقه بندی رفتار والدین می توان آن راشرح داد.این طبقه ندی براساس دوجنبه رفتار والدین،یعنی پذیرش -طردوسخت گیری -سهل گیری است ..] ماسن وهمکاران (یاسایی 1368 - 445[(

        شعاری نؤاد(1373-475)درمورد نظارت وکنترل والدین می نویسد: "بیشتر والدین عقیده دارندکه نوجوان بدون راهنمایی ایشان نمی تواند در سازگاریها ی خود موفق شود .ازاین رو،ازاومراقبت می کنندواوراهمچون دوران طفولیتش تحت راهنمایی قرار می دهند ودربرابر خطرهای احتمالی از او حمایت می کنند . بعضی از والدین نیز ،فرزند نوجوان خود راکاملأ آزاد به حال خود  می گذارند تاشخصأ باشرایط واوضاع متغیر مواجه شود وراههای سازگاری راکشف کند .ولی نباید فراموش کرد که نوجوان نه کودک خردسال است که به مراقبت وراهنمایی زیاد نیازمند باشد،ونه آن چنان بزرگ شده است وتجربه دارد که از هر گونه راهنمایی     بی نیاز باشد،بلکه از والدینش انتظار داردکه بزرگ شدن اوراعملأ بپذیردوبه راهنمایی مستدل ومنطقی اوبپردازند تاراهنمایی والدین خود را،بد تعبیر وتفسیر نکند. "

         موضوع کنترل یا محدودکردن کودک برای بسیاری از خانواده ها معضلی است .والدین نگران این هستند مبادا کنترل بیش از حد باعث شود که کودکان از آنان یا مراجع قدرت به طور کلی بترسند،آنان برای کودک این آزادی راقائـلند که برطبق خواستهایش ،عمل کندوگاهی هم شیطنت کند،درعین حال می خواهند که فرزندانشان ،مطیع آنان باشند،ازاین رو،شاید گاهی درواکنش به پرخاشگری وعدم اطاعت فرزندانشان ثبات عمل نداشته باشند وبدین ترتیب اینگونه رفتارهای کودک تشویق می شود.

     توقع رفتار عاقلانه و رشد یافتگی: والدین و یا افرادی که از کودکان مراقبت می کنند باید متناسب بارشد آنها انتظار رفتار داشته باشند. کودکان در حال یادگیری هستند و در این میان احتمال خطا و رفتاری که که با معیارهای ما همخوانی نداشته باشد، زیاد است . پس باید متناسب با رشد فرد از او انتظار رفتاری متناسب با آن دوره سنی داشت.

          همه والدین ،کم وبیش تصوری آرمانی وایده آل از فرزندانشان دارند.مبنی براینکه چگونه باید باشد ،چه اطلاعاتی راکسب نمایند،چه ارزشها ومعیارهای اخلاقی رابیاموزند.والدین جهت سوق دادن فرزندانشان به سوی اهداف خویش .روشهای مختلفی رابکار می گیرند،ورفتارهایی درمقابل کودکانشان ارائـه می دهند .

اولیاء کودک چه خشن وچه محبت آمیز ،چه منع کننده باشد وچه اوراآزاد بگذارند غالبأ مطابق الگوی فرهنگی خاص انجام می گیرد.

         اگر اولیاء یک کودک از همه اعمال فرزند جلوگیری کند وبه او محبت نداشته باشندبه احتمال بسیار کودک درون گرا می شود ودردنیای تخیلی وساختگی خود فرو می رود ،درآن حالت اعمالی راکه پدرومادر اجازه انجام آن را نمی دهند ،انجام     می دهد ومحبتی راکه درزندگی واقعی ازاو دریغ کرده اند پیدا می کند . البته این واکنش تنها واکنشی نیست که از طرف کودک نسبت به منع شدید وفقدان محبت نشان داده می شود.همچنین وقتی که اولیاء کودک راآزاد می گذارند ،یابیش از حدبه او محبت می کنند ،احتمالأ مشوق خود نمایی اودر حضور دیگران هستند کودک بیشتر از آنچه که هست ، برون گرا می شود واگر برای تصمیمات مهم تشویق نمودند تابه آنها مراجعه کنند ،ممکن است کودک بصورت فردی متکی به دیگران بار آید.

بعددمکراسی- تحکم

1-تشویق بیان: والدین دربعددمکراسی فرزندان خود راتشویق می کنند تااحساس خودرانسبت به قوانین غیرمنطقی خانواده ،درصورت لزوم مخالفت خود رابانظرات والدین ،ونظرات خویش رابیان نمایند.اما دربعدتحکم ،والدین عقاید ونظرات خود رااعمال می کنند وفرزندان جهت بیان نظرات خود ومخالفت باافکار والدین تشویق نمی شوند.

2- مساوات طلبی :منظور از مساوات طلبی رامی توان تلاش وکوشش جهت برابر دانستن والدین وفرزندان درحد معقول ومنطقی دانست.والدین معتقد به مساوات طلبی ،سعی دارند بصورت عاقلانه ومنطقی فرزندان رابا خود برابر بدانند،درمورد نظرات خود اصرار زیادی ندارند توقع سازش همیشگی فرزندان راباخود نداشته سعی می کنند بارفتارهای مناسب ،احترام فرزندان رانسبت به خود برانگیزانند.اما گروه دیگری از والدین، معتقدند ،عقاید و نظرات فرزندان را نباید اهمیت داد ، فرزندان ضمن داشتن مقداری ترس از والدین ، باید تصمیمات والدین رادرهمه شرایط بپذیرندوبدون رضایت وبرخلاف خواست والدین کاری انجام نداده تقاضایی نداشته باشند.

 

3-اشتراک مساعی: دراین قسمت ،عده ای ازوالدین معتقدند درصورت علاقه نشان دادن به کارها ،سخنان واظهارنظر فرزندان به رشد صحیح آنها کمک  می شود گروه دیگر والدین هیچگونه علاقه ا ی به اعمال وافکار فرزندان نشان نمی دهند.

4- جلوگیری از اثرات محیط خارجی : بعضی از والدین معتقدند،باید از یادگرفتن مطالبی بیرون از منزل ،که موجب تردید فرزندان به عقاید والدین می شود جلوگیری به عمل آورد .فرزندان حق ندارند نسبت به نظریان والدین شک کنند وافکار آنان رازیر سوُال ببرند.

   بعد پذیرش - طرد

5- اجتناب از ارتباط بافرزند:دربعدطرد،والدین فکر می کنند فرزندان برای جلب توجه آنهااغلب داستانسرایی می کنند لذا فرزندان حق ندارند از طریق مسائـل  بی اهمیت برای والدین مزاحمت ایجاد کنند.

6- سرکوب تمایلات:بنظر بعضی از والدین از آنجا که بعضی از بچه ها ذاتأ بدهستند .باید ازوالدین بترسند .آنها باید خیلی زود از وجود رئـیس خانواده آگاهی یابند.والدین باید دربعضی مواقع به خواسته های فرزندان توجه نکنند.

بعد رهاسازی- استقلال

7-سخت گیری درتربیت فرزند: عده ای معتقدند والدین باید فرزندان رابه رعایت قوانین وادار کنند .وبه خاطر جدی وکوشا شدن آنها لازم است درکارهایشان  سخت گیری کرد .ومطمئـنأ درآینده فرزندان به خاطر سختگیریهای والدین ابراز رضایت وسپاسگزاری خواهند کرد.

8-دخالت بیش از حد : والدین وظیفه دارند،ازهمه افکار وفعالیتهای فرزندشان آگاهی یابند وفرزندان نیز حق ندارند رازی را ازوالدین خود پنهان نمایند.

9-تشویق وتأیید فعالیتها :والدین باید فرزندانشان راآموزش دهند،تاوقت خودشان راتلف نکنند،دراستفاده از وقت فعال باشندوآنها راتشویق کنند تاازفرصت های ایجاد شده نهایت استفاده رانمایند.آنها رابخاطر کوششها(حتی درصورت عدم موفقیت) تشویق نمایند.

10- پرورش وتشویق وابستگی :بهتر است فرزندان همواره درکنار والدینشان باشندتااز آنان راهنمایی بگیرند .

11- سرعت بخشیدن به پیشرفت: درصورت انجام کار صحیح باید به نظریات فرزند احترام گذاشت وآنها را تشویق نمود.

 

 

 

 

 

 

 

جدول(1): روابط نادرست ومعیوب والدین وتأثیر آن دررشد وتکامل شخصیت کودک.شعاری نؤاد (1373-485).

  شرایط نامطلوب

نحوه تأثیر دررشد وتکامل شخصیت کودک

    طرد

منفی بافی ،رفتار خصمانه ،ناتوانی درتقدیم یا                                                              پذیرش محبت

حمایت افراطی توأم با اغماض

احساس ناامنی وگوشه نشینی ،جستجوی دائـم خودخواهی ،پرتوقعی ،ناتوانی درمقابل محرومیت ، سرکشی دربرابر قدرت ،احتیاج فراوان به توجه وفت ،فقدان مسوُلیت

  حمایت افراطی توُام با تسلط وغلبه

ناشایستگی ،فقدان توانایی ونیروی ابداع وابتکار ، تمایل به اتکاء وعدم استقلال درروابط با دیگران

   موازین برتر وشدید اخلاقی

رشد وجدان سختگیر ،تمایل به سختگیری کشمکشهای سخت روانی ،احساس گناه ،تحقیر ونفرین شخصی

انضباط شدید وافراطی

احساس گناه ،انتقاد سخت از رفتار خویش واحتیاج فراوان به پذیرش اجتماعی که از احساسات خصمانه سرکوفته ،ناشی شده است.

انضباط نااستوار ودوگونه

رشدناکافی ارزشهای مناسب در((من))تمایل به ناپایداری وبی ثباتی دربرابر مشکلات ،واختلالهای عصبی

اختلافات ومشاجرات خانوادگی 

تشویش ،فشار درونی ،ناامنی ،ومیل به ارزیابی جهان به عناون جای ناامن وخطرناک

طلاق وجدایی (ازهم پاشیدگی خانواده)

ناامنی ،گوشه نشینی ،فقدان مدل کافی وشایسته برای رشد مناسب ((من))وکشمکش ووفاداریها واطاعتها نسبت به موازین هریک از والدین

والدین عصبانی

تمایل کودک به تقلید ودرون افکنی ترسها وناامنی ها ودفاعهای عصبانی پدرومادر

سستی موازین اخلاقی

درون افکنی ارزشهای غیراخلاقی وناپسند اجتماعی که غالبأ باعث رفتار غیرقانونی وگرفتاریهای ناشی از آن است.

کمال جویی وآرزوهای غیرمنطقی وجاه طلبی والدین برای کودک

درون افکنی آرزوهای خام وباحقیقت نامنطبق والدین توسط کودک وشکست حتمی که سبب محرومیت وحس گناه وبی لیاقتی می شود.

رقابت های میان خواهران وبرادران

احساسات خصمانه مستقیم وغیرمستقیم ،ناامنی،نبودن اعتماد به نفس وتوسل به مکانیزم دفاعی بازگشت

 انواع والدین

          باتوجه به مطالب ارائـه شده درقسمت رفتارهای والدین ،بطور کلی می توان سه الگو از والدین(والدین قاطع واطمینان بخش ،والدین مستبد،والدین سهل گیر) را برشمرد .لازم به توضیح است بعضی از والدین دربرخورد بافرزندان خود ،رفتارهای متفاوتی راانجام می دهند،لذا این گروه رانمی توان به درستی دریکی از الگوها قرار داد.

1- والدین قاطع واطمینان بخش: والدین این الگو ،معمولأ بافرزندشان بامحبت هستندوباآنها رابطه گرم وصمیمی برقرار می کنند.این والدین ضمن کنترل منطقی فرزندشان ،از آنان توقعی رفتار عاقلانه ومنطقی دارند.

        هرچند که به استقلال وتصمیمات فرزندان خوداحترام می گذارند وبطور کلی درمواضع خود محکم می ایستند ودلایل قاطعانه ا ی درمورد راهنماییهای خود ارائـه می دهند... والدین دمکرات وقاطع ،هم برای رفتار خودمختارانه وهم برای رفتار منضبط اعتبار قایلند.آنان روابط کلامی راتشویق می کنند ووقتی که از اقتدار خود به عنوان والدین استفاده می کنند وکودک رااز چیزی منع می کنند یا از او انتظاری دارند.برایش دلیل می آورند. "

          والدین این گروه ارتباط روشنی باکودک خود دارند،وبرای جلب موافقت کودک دلیلی منطقی وعاقلانه می آورند.احساس وعقیده کودک را درامور مختلف جویا می شوند .آنها نسبت به کارهای کودک عکس العمل نشان می دهند وبه تشویق کارهای کودک می پردازند.این گروه از والدین بعداز برقراری رابطه گرم وبامحبت از فرزندشان توقع رفتاری عا قلانه دارند.

          بطور کلی می توان خصوصیات خانواده ،با والدین قاطع واطمینان بخش را به صورت زیر برشمرد:

ü        همه افراد قابل احترام هستند.

ü        تمام افراد ،حق اظهار نظر درتصمیمات زندگی رادارند.

ü        روش عقلانی درکلیه شئـون زندگی نفوذ دارد.

ü        والدین برای دستورات ،راهنماییها ونظرات خود دلایل منطقی و قانع کننده ای ارائـه می دهند.

ü        والدین ضمن محبت به فرزندان ،با آنها گرم وصمیمی هستند.

ü        والدین به تصمیمات ونظرات فرزندان احترام می گذارند.

ü        بین افرادخانواده همکاری وصمیمیت وجود دارد.

          فرزندانی که والدین دمکرات وقاطع اطمینان بخش دارند به احتمال زیاد دارای اعتماد به نفس ،عزت نفس زیادومستقل بااحساس مسئـولیت هستند. شعاری نؤاد (1373)، شریعتمداری(1267)،عظیمی (1370)معتقدند،این نوجوانان چون مورد مهر ومحبت قرارگرفتندوبه اندازه کافی ازآزادی برخوردار بودند نسبت به والدین دید مثبت ومنصفانه أی دارند،درزندگی آینده مسوُلیت رابراحتی برعهده می گیرند واز انجام آن سربلند بیرون می آیند.

          معین بودن راهها وهدفهای زندگی دراین گروه از خانواده های (باوالدین دمکرات وقاطع اطمینان بخش ) باعث روشن شدن زندگی آینده آنها خواهد شد.ازآنجا که والدین آنها راتشویق به اظهار نظر درمورد مسائـل مختلف زندگی نموده اند وبه نظرات وعقاید آنها، احترام قائـل بودند ،درآینده براحتی عقیده ونظرخود رااظهار می کنند ومهارتهای خویش راآشکار می سازند،درارتباط باهمسالان رضایت دارند وبرای دیگران احترام قائـلند.

          لوراای برک(1994-443) ضمن بیان ارتباط بین شیوه های تربیت فرزند وعزت نفس کودکان می نویسد: " کودکانی که دارای والدین صمیمی وپاسخده هستند وانتظارات معقول کودکان خودراپاسخ می دهند ،احساس خوبی نسبت به رفتارشان دارندوانسانی صالح وارزشمند خواهند شد. "

2-والدین مستبد ودیکتاتور: دراین الگو ،والدین براعمال قدرت وانضباط اجباری تأکیدمی کنند. این والدین بافرزندان خودکمتر گرم وبا محبت هستند.کودکان خودرابسیارکنترل می کنند واز قدرتشان استفاده می نمایند.آنان فرزندان خودراتشویق به مخالفت به قواعد وتصمیمات خود نمی کنند وکمتر باآنان گرم ومهربان هستند.

           شریعتمداری (1367،26) درباره خانواده دیکتاتور(مستبد) می گوید:

" دراین خانواده یک نفر حاکم براعمال ورفتار دیگران است .این فردغالبأ پدراست .. درچنین خانواده ا ی فقط دیکتاتور تصمیم می گیرد ،هدف تعیین می کند ، راه نشان می دهد ، وظیفه افراد رامشخص می سازد،امورزندگی راترتیب می دهد وهمه باید مطابق دلخواه ومیل او رفتار کنند.اوفقط حق اظهار نظردارد ودستور او بدون چون وچرا باید ازطرف دیگران به معرض اجرا درآید ، برنامه افراد را ، دیکتاتور معین  می کند ودرکوچکترین عملی که دیگران انجام می دهند ، دخالت می نماید. تنها دیکتاتور از استقلال برخوردار است . ارزش کار دیگران بوسیله دیکتاتور تعیین شود. آنچه را که خوب دانست خوب است وآنچه به نظر او بد جلوه کرد ،بد تلقی می شود دیکتاتور درکارهای خصوصی اعضاءخانواده دخالت می کند وکار وتحصیل ، وقت گردش واستراحت افرادرا معین می سازد. "

          والدین مستبد از دستوراتی که می دهند دلیلی نمی آورند. به نظرآنها فرزندان باید از والدین اطاعت بی چون وچرا داشته باشند .ماسن و...(یاسایی 1368-552) دراین باره می گویند: " بعضی از والدین ،از سر خشم چنین روشی را درپیش می گیرند وبعضی دیگر نمی خواهند ،دردسر توضیح دادن وبحث وگفتگورا تقبل کنند وبعضی دیگر دلیل این کار را ،یاددادن نوجوان برای احترام به مراجع قدرت می پندارند. "

               اهم خصوصیات والدین مستبد ودیکتاتور:

ü        برای دستوراتی که می دهند دلیلی نمی آورند .

ü        فرزندان باید اطاعت بی چون وچرا از والدین داشته باشند.

ü        برای عقاید ونظرات فرزندان ارزش قائـل نیستند.

ü        معمولأ یک نفر(پدریامادر) حاکم براعمال ورفتار دیگران است.

ü        بافرزندان خود گرم وصمیمی نیستند .

          فرزندانی که والدین مستبد ودیکتاتور داشته اند ،کمتر متکی به خود هستند ،واز اعتماد به نفس پایینی برخوردارند.آنها نمی توانند به تنهایی کارهایشان راانجام دهند، یااز خود عقیده ای داشته باشند .

           شاید به این دلیل است که هیچ گونه فرصتی جهت اظهار نظر ،وانجام کار مستقل از طرف والدین به آنها داده نشد این نوجوانان اععتماد به نفس کمتر واستقلال وخلاقیت کمتری دارند ،ذهن کنجکاوی ندارند ،از لحاظ رشد اخلاقی کمر رشد یافته اند .ودربرخورد با مشکلات روزمره عملی ،تحصیلی وذهنی انعطاف پذیری کمتری دارند .معمو‏لأ والدین خودرا نامهربان وسهل انگار می دانند ومعتقدأ که انتظارات وتقاضاهایشان غیرمنطقی ونادرست است .

           شریعتمداری(1367-219) درمورد خصوصیات فرزندان باوالدین مستبد ودیکتاتور چنین اظهار نظر می کند : " بچه هایی که درمحیط دیکتاتوری پرورش می یابند درظاهر حالت تسلیم واطاعت از خود نشان می دهند ،ولی درواقع دچار هیجان واضطراب هستند . این بچه ها اغلب درمقابل دیگران حالت خصومت ودشمنی به خود می گیرند، به بچه های هم سن یا کوچکتر از خود آزار می رسانند ومعمولأ چون افکار وعقاید خاصی را بدون چون وچرا پذیرفتند،افرادی متعصب بار می آیند ،از به سربردن بادیگران عاجز هستند ،درزمینه عاطفی واجتماعی رشد کافی ندارند، درکار گروهی نمی توانند شرکت کنند ،اغلب متزلزل وضعیف النفس هستند ،از قبول مسوُلیت خودداری می کنند ،نسبت به بزرگسالان به طور کلی بدبین می باشند درمراحل مختلف زندگی ،از ضعف وبی لیاقتی خود رنج می برند وغالبأدرکار تحصیل نیز موفق نمی شوند. "

3- والدین سهل گیر : ماسن و... (یاسایی1368-449) درباره این والدین  می نویسد: " فرزندان خودرا کنترل نمی کنند ،از آنان توقعی ندارند ،درامور خانه نظم وترتیبی ندارند ودرتنبیه ویا پاداش دادن به فرزندان خود چندان جدی نیستند.ازفرزندان خود انتظار رفتار عاقلانه ندارند وبه آنان آموزش استقلال ومتکی به خود بودن را نمی دهند . "

          والدین سهل گیر به حد افراط مساوات طلبند واجازه می دهند فرزندشان هرکاری که می خواهد ،انجام دهد.والدین سهل گیرفرزندان خودرابه حال خودرها می گذارند بدون آنکه سرمشقی از یک بزرگسال مسوُل رابرای آنها نشان دهند .

          باتوجه به آزادی زیادی که دراین خانواده وجود دارد ،هر کسی به میل خود رفتار می کند،درنتیجه نوعی هرج ومرج وبی  نظمی درمحیط خانه حکمفرماست.

خصوصیات خانواده ای که والدین سهل گیردارند ،می توان بصورت زیر برشمرد:

ü        آزادی مطلق حکمفرماست.

ü        والدین از فرزندان توقع رفتار عاقلانه ندارند.

ü        والدین درنظم وترتیب ،تنبیه وپاداش چندان جدی نیستند.

ü        نوعی هرج ومرج وتزلزل درخانواده حکمفرماست.

فرزندان هیچ آموزشی درمورد استقلال ومتکی به خود بودن نمی بینند.

          فرزندانی که والدین سهل گیردارند،از نظم وانضباط هیچ بهره ای   نبرده اند ،افرادی خودکامه وخود رأی هستند ودرارتباط بادیگران مشکل دارند چراکه به میل وخواسته دیگران توجهی نداشته ،تنها مسأله مورد توجه وعلاقه آنها امیال وخواسته های آنان می باشد،از قبول مسوُلیت عاجزند ودرزندگی اجتماعی وزندگی بادیگران مشکل دارندواغلب درزندگی با شکست روبرو  می شوند.

          شریعتمداری (1367) فرزندان این والدین را مردمی بی بند وبار ،لاابالی سهل انگار،خودخواه وبی هدف می داند ومعتقد است که هیچ میزانی حاکم براعمال وافکار آنها نیست.                         

  سالاری درخانه

         یکی از بحث هایی راکه مورد توجه اکثر خانواده ها قرار گرفته است،سالاری درخانواده است.وسوُالی راکه توجه آنهاراجلب نموده آن است که آیا توجه به نیازهای فرزند ودرخدمت قراردادن تمام امکانات برای رشد وپیشرفت کودک فرزند سالاری است؟ وآیا این مسأله می تواند برای خانواده ها ورشد کودک مشکل ایجاد نماید؟

          امروز هرخانواده روابط خود رابراساس الگوها وارزشهایی که ممکن است هرکدام رااز یک منشاء اخذ کرده باشد،می سازد.به همین دلیل یک اختلاف اساسی وریشه ا ی بین دونسل ،یعنی والدین امروزی (جوان دیروزی )وجوان پیداشده است به این  معنا که حرکتهای نسل امروزی برای نسل دیروز نامفهوم است وآنها رادچار مسأله می کند. الدین امروزی ،آنموقع که فرزند بودند ،خود راملزم به رعایت خیلی از قوانین واجازه گرفتن از والدین می کردند،تااگر امکان داشته باشد ،مثلأ به یک میهمانی ویا سینما بروند.اکنون که پدرشدند ،باز هم باید کارهایی نظیر خرید خانه را انجام دهند واگر امکانی هست ،برای بچه ها هست .الآن دردوره ا ی واقع شده ایم که قبل از آن پدرسالاری بود واکنون همه چیز برای فرزند است،امروزه همه توجهات خانواده برای تحصیل ،اتاق مستقل وآرزوهای فرزند است وطبعأ وقتی همه امکانات دراختیار قرار گیرد ،نتیجه ا ش هم به قولی لوس شدن بچه است.

        صادق مهدوی(1372،306) درمورد عوامل مهم اقتدار مردها وپدرسالاری به دو عامل مهم دراین دراین زمینه اشاره می کند: "عامل اول قدرت اقتصادی وعامل دوم تجر به مردها بود که باعث سالاری آنها درخانه شده است .کسی درخانه آخرین حرف را می زند که درحقیقت دراثر مرور زمان یک دنیا تجربه باخود داشت،واین تجربه مند بودن او ،برتری اش رادرخیلی از زمینه ها نشان می داد.  از آنجاکه نسل گذشته درگذشته سیر می کند ،افتخارات اینها گذشتگانشانند.ولی نسل جدید آینده نگرند ومی خواهند افتخارات رادرفرزندانشان ببینند که درنتیجه فرزند محور توجهات خانواده قرار می گیرد وبقیه افراد خانواده مجبورند،خودشان رابافرزند تنظیم کنند ،انسان تلاش می کند هرچیزی که هست ،حول محور بچه ها بچرخدوتمام امکانات ،برنامه ریزیها واوقات فراغت برای آنها وبراساس خواسته بچه ها تنظیم شود. "

          باتوجه به مطالب ارائـه شده درسطور بالا ،وعوامل ایجادسالاری درخانه باید به یک نکته اساسی درفضای موجود خانواده اشاره کرد.وآن اینکه اگر والدین ،درتربیت فرزندان خود،روش متعادل غیر مستبدانه ای داشته باشند ویک روش آزاد منشانه ای اجرا نمایند،مطمئـنأ،نه سالاری درخانواده مطرح می شود ،نه اینکه دونسل درمقابل یکدیگر قرارمی گیرند ونه کود کی لوس می شود .

          زائـر(1372،306) درمورد ارتباط والدین با فرزندان ونقدسالاری درخانواده اشاره می کند: " حقوق مساوی داشتن سالاری نیست .یعنی اگر مردوزنی باهمدیگر حقوق مساوی دارند وسعی می کنند احترام متقابل همدیگر راداشته باشندوهرکسی درخانواده حق خود رامحفوظ بدارد،دیگر مسأله سالاری مفهومی ندارد.اگر قبلأ  حق بچه ها ضایع شده بود والآن به آنها بها   می دهیم تاحقوق مساوی باما داشته باشند،این سالاری نیست. "

روشهای تربیت کودک

          دربحث از انواع والدین ،به مواردی اشاره شد که به نوعی روشهای تربیت کودک رادربرمی گیرد.بطور مثال وقتی از والدین دمکرات وقاطع اطمینان بخش صحبت شد،خصوصیات وچگونگی رفتار والدین بگونه ا ی است که می تواند نوعی الگو برای تربیت فرزند باشد.

          دراین قسمت بطور خلاصه به معرفی 4 روش از روشهای تربیت کودک که شفیع آبادی (1371) بصورت مدون ارائـه نموده می پردازیم این روشها عبارتند از :

1-روش آزادی محدود

2-روش پذیرش وتفاهم

3-روش عواقب منطقی   

4-روش رفتار گرایی

1-روش آزادی محدود: این روش که مبتکر آن گینات  می باشد ،هدف آن آگاهی فرد از احساسات خویش دربرابر اعضای خانواده است.دراین روش تربیت کودک اصولی وجوددارد ده اصل روش آزادی محدود عباتند از:

1- پیام ارسال شده باید حاکی از احترام وتوجه به کودک باشد،بدین معنی که درآن صداقت واحترام متقابل رعایت گردد.

2-پیامی که والدین برای کودکان می فرستند،باید نحوه انجام کار رادقیقأ مشخص کند وابهامی درآن موجود نباشد.این پیام حاکی از عمل وفعالیت باشد،مثلأ "حسن تلویزیون رانگاه نکن وبجایش رادیو گوش بده "

3-والدین باید فعالیت وعمل کودک رامورد تشویق ویانکوهش قرار دهند وبه خصیصه شخصیتی اودر این مورد توجهی ننمایند .مثلأ بگویند "حسن ،تواتومبیل راچقدر تمیز شسته ای "ونگویند :"حسن توپسرخوبی هستی ."

4-والدین درصورت احساس نگرانی از جانب کودکان باید فورا وبدون احساس گناه موضوع راباکودکان درمیان بگذارند،وبه بحث وبررسی آن بپردازند.

5-مسوُلیت ،یادگرفتنی وعامل درونی است وبه مرور زمان آموخته می شود.طرز تلقی ورفتار والدین با کودک ،درمسوُل ببار آوردن کودک نقش بسزایی رابرعهده دارد.

6-درداخل خانواده باید بین افراد خانواده رابطه ا ی حسنه وآزاد موجود باشد وتمام افراد خانواده بتوانند آزادانه عقاید خود رابادیگران درمیان بگذارند .البته برخی مسائـل خصوصی بین پدرومادر وجوددارد که اطلاع ازآنها برای کودک ضرورتی ندارد ونباید باکودک مطرح شود.

7- از کاربرد کلمه "ا گر"خودداری شود. "ا گر" حاکی از وجود شک وتردید درتوانایی کودک است.دررفتار خود باکودکان نبایدمشروط بود،بلکه باید بطور قاطع ،مسائـل ضروری باکودک مطرح شوند.

8- منابع ایجاد نگرانی درکودک بیشمارند.باید علل نگرانی کودکان کشف شود وبرای رفع آنها اقدامات مقتضی بعمل آید.

9- درآموزش مسایل جنسی ،باید کودکان راباواقعیت مواجه کرد ومسائـل رابطور جدی مطرح نمود.حتی قبل از تولد کودک دوم ،باید کودک اول راآماده پذیرش آن کرد.مثلأ به کودک گفته شود که "بزودی خواهر یا برادری درخانواده متولد خواهد شد ،وهمانطوریکه تورادوست داریم ،او رانیز دوست خواهیم داشت".

10-حسادت کودک درداخل خانواده باید بطور مناسبی مورد بررسی قرار گیرد ، وگرنه رفتارهای نامناسبی نظیر خیس کردن رختخواب ، راه رفتن درخواب وتمارض راموجب خواهد شد.

          شفیع آبادی (1371،32) درمورد کودک تربیت شده باروش آزادی محدود معتقد است: "این فرد معمولأ فردی اجتماعی است،احساساتش رابخوبی بیان می کند ، اعتماد به نفس دارد،به گروه وکارهای گروهی علاقه مند است وقبول مسوُلیت می نماید. "

2- روش پذیرش وتفاهم :این روش تربیت کودک که بوسیله گوردون تهیه شده است. ایجاد رابطه وتفاهم بین والدین وفرزندان مهمترین قسمت درنظریه   می باشد.دراین روش ،والدین باید احساسات کودک رادرک نموده اوراتشویق به بیان عواطف واحساساتشان نمایند.والدین خودنیز دربیان احساسات وافکار خود آشکارا صحبت کنند.

          والدین رامی توان از جهاتی به سه گروه ،برنده (که می خواهند به هر نحوی ولو بازور واجبار دررابطه وتلاش بین خود وکودکان ،برنده شوند)، بازنده (که معمولأ درصورت وجود تضاد بین کودکان و والدین ،کودکان برنده ووالدین بازنده هستند)،گروه مردد(زمانی کودک رامحدود وزمانی آزاد می گذارند وروش خاصی ندارند.این گروه والدین ،زمانی بازنده وزمانی برنده هستند ).

          گوردون معتقداست که دررفتار با کودک ،باید طوری عمل شود که درآن کسی بازنده نشود.

والدین نسبت به کودکان درلحظاتی ،احساسات دوگانه ا ی دارند.معمولأ ممکن نیست که والدین تمام رفتار فرزندان خودرا دوست بدارند .والدین گاهی رفتار کودکشان رادوست دارندوگاهی رفتارش را دوست ندارند.مجموعه رفتارها وگفتارهای کودکان از دیدگاه والدین رادردوقسمت به شرح زیر مشخص کرد.

          والدین پذیرا آن گروه از والدین راشامل می شود که حدود ودامنه رفتار قابل پذیرش آنها بیشتر از منطقه رفتار غیرقابل پذیرش است.

درارتباط باکودک ،گوش دادن فعال از اهمیت خاصی برخوردار است.والدین باید فرا گیرند که به گفتار کودکشان فعالانه گوش دهند  پیامهای ارسالی باید ،حاکی از صداقت ومحبت به یکدیگر باشد.مذمت کردن کودکان بخاطر اشتباهشان، کارپسندیده ای نیست.دررابطه باکودک توصیه می شود که ازپیام "من "به جای "تو" استفاده شود.والدین باید اعتماد کودک راجلب نمایند ،وبه طریقی باکودک رفتارکنند که درآن کسی بازنده نشود ،درروش پذیرش وتفاهم به توانایی فکری وتصمیم گیری کودک ،بیش از حد اعتماد می شودوبه آنها آزادی زیادی اعطا می گردد. "

         درروش پذیرش وتفاهم(روش گوردون ) برای حل مشکل ،توجه به شش مرحله زیر ضروری است:

1- شناسایی وتعریف مشکل

2- تعیین راه حلهای احتمالی

3-تجزیه وتحلیل راه حلهای احتمالی

4-انتخاب مناسب ترین راه حل

5-اجرای راه حل انتخاب شده

6-پی گیری وارزشیابی راه حل اجراشده.

کودکانی که باروش گوردون تربیت  می شوند،افرادی آزادمنش وعلاقه مند به بحثهای گروهی ومسائــل اجتماعی خواهند بود.این گروه افرادی متکی به خود می باشند وسعی دارند بوسیله عوامل درونی خود راکنترل کنند.

3-روش عواقب منطقی :این روش تربیت کودک که توسط درایکورز تهیه شده به روان شناسی فردی آد لر نزدیک می باشد. کودک به محبت وپذیرش وتأیید والد ین نیاز دارد، و ارضای این نیازها درتکوین شخصیت اوموُثر می باشد.والدین باید نشان دهند که به کودک علاقه مندند وبه او محبت دارند.کودک نیز نیازهای اساسی داردکه اگر بطور مقبول واجتماع پسندیده ا ی ارضاءنگردد،به ایجاد خواسته ها ورفتارهای نامناسب (مانند،جلب توجه تلاش برای کسب قدرت ،انتقامجویی ،بهانه جویی و...)درکودک خواهند انجامید.هرکودک فردیت مخصوص به خودداردومقایسه کودکان بایکدیگر وایجاد رقابت ها ی نامعقول بین آنان صحیح بنظر نمی رسد ،به توانایی های کودک برای انجام کارباید اطمینان واعتماد داشت ،وبه پرورش اعتماد به نفس کودک اقدام کرد ،از آنجا که کودک معنی کلامی وغیرکلامی رابخوبی تشخیص می دهد. والدین باید از هرگونه تظاهر خودداری کنند وسعی نمایند درمقابل کودک رفتار واقعی خودرانشان دهند چون تشویق درفرم گیری رفتار جدید کودک بسیار موثر است ،همیشه می توان رفتار مثبتی رادرکودک جستجو وپیدا کرد واز آن به عنوان عامل مشوق وتقویت کننده رفتارهای مورد نظر استفاده نمود.

برای کارکردن باکودک بایدمواردزیرموردتوجه قرار گیرند:

1-تأکید برخودکار،نه نتیجه آن

2-کاربرد تشویق

3-خودداری از پاداش دادن

4-کناره گیری از موضوع وموقعیت درمواردی خاص وبی اهمیت

5-عدم تأسف برای کودک

6-احتراز ،از حمایت بیش از حد

7-تشکیل انجمن خانواده برای بحث درباره مسائــل مختلف

          شفیع آبادی (1371)کودکان تربیت شده بوسیله روش عواقب منطقی راکودکانی می داند که دارای خصوصیاتی نظیر:احترام به قوانین-قبول مسوُلیت،خودرهبری وکنترل رفتار وعلاقه مندی به گروه واجتماع می باشند.

4-روش رفتار گرایی :این روش تربیت کودک توسط "بکر"تهیه شده است که مبتنی براستفاده از آخرین اطلاعات مربوط به تغییر رفتار می باشد. به نظر بکر برای تغییر رفتار شرایطی لازم است که اهم آنها به شرح زیر قابل ذکرند:

شرط اول : مشخص ساختن دستورات وعلائــم

شرط دوم: نادیده انگاشتن رفتارهای مزاحم

شرط سوم: تشویق رفتاهای مناسب

برای بهبود وتوسعه رفتار مناسب توجه به قوانین زیر ضرورت دارد:

قانون اول : پاسخها ورفتارهای مناسب کودک باید با تقویت کننده ها توأم گردند تاادامه یابند.

قانون دوم: پاسخها ورفتارهای نامناسب باید باتنبیه کننده ها توأم شوند تااز تکرار آنها جلوگیری بعمل آید.

قانون سوم: تقویت نکردن رفتار درزمان معین نقش تنبیه کننده راایفاءمی نماید ودرنتیجه رفتار ویاپاسخی رااز بین می برد.زمان ولحظه تقویت درتغییر رفتار تأثیر بسزایی دارد.

 "والدین دراین مورد بایداصول زیر رارعایت کنند:

1-تقویت بایدبلافاصله بعداز رفتار انجام گیرد.

2-درمراحل اولیه یادگیری رفتار هرنوع پاسخ مطلوب تقویت گردد

3- پیشرفت کودک درانجام کار باید تقویت گردد. "

          بنظر بکر انتقاد از رفتار کودکان دراکثر موارد باعث بدآموزی و بدرفتاری می شود والدین بجای انتقاد می توانند رفتارهای مناسب راتقویت نمایند.درصورت استفاده از انتقاد باید رابطه عاطفی برقرار،قبلأ یکی از رفتارهای مناسب راتشویق کنند... درمورد تنبیه واستفاده از آن درارتباط بافرزندان اکثر روان شناسان معتقدند حتی الامکان باید از اجرای آن جلوگیری به عمل آید.

          درصورت استفاده از آن درمواردی خاص ، رعایت مواردی همچون عدم استفاده از تنبیه بدنی ، همراهی باحالت عاطفی مثبت،آگاهانیدن قبلی به کودک درمورد وقوع تنبیه بخاطر انجام کار ویارفتاری ،ضروری می باشد.

          به نظر بکر ،درتربیت کودک باید از قانون استفاده کرد. قانون معمولأ زندگی کودکان درخانواده نظام می دهد وآنان رابرای قبول مسوُلیت آماده می سازد. برای آنکه قانون برای کودکان قابل اجراباشد .باید موارد زیر رادرتدوین آن رعایت کرد:

1-قوانین باید حتی الامکان بطور خلاصه وساده بیان شوند ،بطوریکه بخاطر سپردن آنها برای کودک آسان باشد.مثلأ باید گفت "کارقبل از تماشای تلویزیون"

2-قوانین باید طوری بیان شوند که تقویت آنها ممکن باشد ودرعین حال تمام جنبه های  رفتار را مشخص نماید.مثلأ باید گفت : "موهایت راشانه کن نلباس بپوش وسپس به مدرسه برو"

3-والدین باید مطمئــن شوند که کودک قابلیت یادگیری ونیز توانایی اجرای قانون تعیین شده رادارد. "

روشهای برقراری انضباط در خانواده از طرف والدین:

1.       ابراز قدرت: والدین برای ایجاد نظم و انظباط در منزل از قدرت خود استفاده می کنند. که گرایش اخلاقی بر اساس معیارهای بیرئنی پرورش می یابد. و  معیارهای اخلاقی را درونی نمی کند

2.       کناره گیری عاطفی: همانند ابراز قدرت حالت تنبیهی شدیدی دارد. تهدید به رها کردن و جدایی از نظر هیجانی برای فرد علی الخصوص کودک مشکل ایجاد  می کند.

3.      استدلال کردن: تلقیق کردن و یا استدلال کردن از طریق توضیح دادن پیامدهای زیانبخش رفتار و توجه به افتخارات کودک و نوجوان و اهمیتیش برای دیگران می تواند معیارهای درونی برای کنترل رفتار ایجاد کند.

    به اعتقاد ما اکثر خانواده ها از انواع شیوه های  ارائه شده  استفاده می کنند . اما به توجه به رشد فرزند علی الخصوص در دوره نوجوانی شیوه استدلال کردن نتایجی بهتری به بار می آورد .

مسائل مورد اختلاف و تعارض بین خانواده و نوجوان:

1)      باورها و نگرش ها

2)      خانه و خانواده

3)      مدرسه و فعالیتهای تحصیلی

4)      زندگی اجتماعی

5) ماهواره و اینترنت

علل تعارض: بیابانگرد (1377) موارد زیر را به عنوان علت های ایجاد تعارض و کشمکش بین والدین و نوجوانان ذکر می کنند.

1)      پیچیده شدن مسائل هویتی

2)      جنسیت                           توجه به مسائل ظاهری

3)      انتخابهای زندگی و پیشرفت

4)      تغییر در ارتباط و قدرت

5)      تغییر در دلبستگی

6)      تعارض در ارزشها

7)      بهره کشی والدین

8)      خود محوری نوجوانان

9)      شیوه های تربیتی والدین

10)   فاصله نسل ؟؟؟

واکنشهای نوجوانان در برابر بهره کشی والدین :

1)      ترک کردن یا سرگشی

2)      اعتصاب(انجام ندادن تکالیف درسی،انجام هیچ کاری،

3)      خرابکاری:سرقت ماشین،وحشیگری،مصرف مواد مخدر

4)      تسلیم: دردناک ترین و غمگین ترین واکنش نسبت به بهره کشی والدین است. به امید پیروزی و کسب عشق والدین منفعلانه تسلیم در خواست والدین می شوند.

 

 

 

منابع

1.       اتکینسون و هیگارد . زمینه روانشناسی (براهنی و همکاران ، مترجمان )تهران - انتشارات رشد

2.       احدی ، حسن و محسنی نیکچهر(1371). روانشناسی رشد ، تهران - چاپ و نشر بنیاد

3.       بر لانیر و گیج ( 1374). روانشناسی تربیتی (خوی نؤاد و همکاران ، مترجمان ) نشر پاژنگ

4.       پارسا ، محمد . روانشناسی رشد کودک و نوجوان ، تهران - انتشارات بعثت

5.       شریعتمداری ،علی (1367).روانشناسی تربیتی ،تهران -انتشارات امیرکبیر

6.       شعاری نؤاد ،علی اکبر(1373).روانشناسی رشد،تهران-انتشارات اطلاعات

7.       -شفیع آبادی ،عبدا... (1371).فنون تربیت کودک ،تهران-انتشارات چهر

8.       مان،نرمان ل(محمودساعتچی1368).اصول روانشناسی ،تهران -انتشارات امیرکبیر